RSS Feed

September, 2014

  1. شهرها-١٥٠

    September 26, 2014 by Son of Thunder

    هر شهرى برايم تداعى كننده چيزى است دارد ، شايد احمقانه باشد ولى هربار كه اسمشان را مى شنوم حتما پسوندى در ذهنم نقش مى بندد. هميشه همان . مثلا:

    لس آنجلس ِكلافه
    نيويوركِ آرامش
    بوستونِ باوقار
    اورميهِ مادربزرگ
    ايروانِ نورانى
    برلين ِ پرغرور
    وينِ خسته
    رمِ رويايى
    ماسولهِ محو
    كرمانِ مهربان
    اصفهانِ دودوزه
    مشهدِ سرد
    تبريزِ رفاقت
    گرگانِ عروس
    فينيكسِ گرما
    و…

    و تهران شهر كابوس هاى من …

     پ.ن: بیروت شهر نور چشمانم


  2. ترسناک ماندنی-۱۵۰

    September 13, 2014 by Son of Thunder

     چرا مقایسه می شوی تمام مدت
    چرا از خاطر نمی روی؟ چرا رهایم نمی کنی؟
    باعث این فلجی احساسی ، این قلب مردگی تویی

    کاش هرگز نمی دیدمت
    و اکنون به راحتی با این دخترک می توانستم به جایی برسم

    چرا از یادم نمی روی؟

    به خدا من کاری نکرده ام
    نمی‌دانم از چه “ری‌را ” را فراموش نکرده‌ ام


  3. معجزه-١٤٩

    September 11, 2014 by Son of Thunder

    بعضى وقتا دلم معجزه مى خواهد،
    دروغ چرا صحبت با تو را مى خواهد

    و ناباورانه انتظار واقعه اى اعجازآلودى را مى كشد كه به نيكى مى داند اتفاق نخواهد افتاد.

    معجزه اى در كار نيست، اعجاز كنندگان قرن هاست مرده اند…

    اما هنوز دلم صحبت كردن با تو را طلب مى كند.

    دل است ديگر ، عقل ندارد كه!