RSS Feed

April, 2014

  1. باغ وحش درون-١٠٤

    April 29, 2014 by Son of Thunder

    من آدم ذاتاً بدجنسى نيستم، حداقل تلاشم را مى كنم نباشم و معتقدم در وجود هر انسانى گرگى هست كه در وقت نيازمى تواند بدرد. من نهايت سعى ام را مى كنم كه گرگ درونم را بيدار نكنم.
    و همچنان معتقدم در وجود هر انسانى موجودى زحمت كش به نام خر است كه اوقاتى افرادى سعى مى كنند با نوازش خر درون ات تو را به تو تبديل كنند.
    و باز عقيده دارم هر انسانى در وجودش موجود با نجابت همانند اسب دارد كه سعى مى كند بسيارى از اوقات با وقار بى خيال وقاحت طرف روبرو مى شود .
    و باز موجود ديگرى همانند خرگوش هست كه با هوش سرشارش همه چيز را تجزيه و تحليل مى كند.

    اين از اين ، مطلب از دست نرود.

    سر جريانى ، انسانى بغايت بى سواد ، بى اطلاع به زمان و مكان و كل دنيا با سطح نازل از فهم و شعور كه از بد روزگار در مرتبتى بالاتر از من به لحاظ مقامى است و موقعيت خود را با وجود من شديداً در خطر مى داند ، امروز با خر درونم صحبت ها كرد شيرين و دلكش، پر از محبت و ريا!
    ولى تنها چيزى كه در من ايجاد شد حس ترحم براي بى اطلاعى جامع اش و نداى زوزه هاى گرگ درونم كه بى تابانه در صدد دريدن آن مردك است، و جالب آن كه خر درونم به خوابى عميق رفته و اسب درونم لال شده و نكته جالب تر اينكه خرگوش درونم در اتحادى مقدس با گرگ ،دارد به گرگ درونم جهت دريدنش هدايت هاى راهكار و عملى ارايه مى دهد.

    پ. ن: باغ وحشى است اين انسان!!!


  2. كتاب-١٠٣

    April 26, 2014 by Son of Thunder

    لذت كتاب كاغذى خواندن را شايد نسل هاى بعد از ما نفهمند.
    شوق قدم زدن در كتابفروشى، لذت ورق زدن كتاب ،بوى خوش كاغذ، خواندن چند صفحه از آن، تصميم براى خريد و ذوق آغاز خواندن آن، نشان كردن لاى كتاب و ادامه آن براى بعد…
    و هيچ كدام از اين لذت ها را در كتاب هاى الكتريكى نيست، با همه راحتى اش و زود در دسترس قرار گيرى اش، عشقى در آن نيست ، صفاى مستترى وسوسه ات نمى كند، بى جان است، تنها اداى ناشيانه اى از خود كتاب است.


  3. خدا-١٠٢

    April 22, 2014 by Son of Thunder

    خدايى نيست ،قطعا نيست ، هيچگاه نبوده كه عدالتى برقرار كند ، كه تو اينچنين به خوبى و خوشى زندگى مى كنى !!!


  4. قصور زبان-١٠١

    April 20, 2014 by Son of Thunder

    افرادى هستند كه،فقط بايد زل زد تو چشاشون ، تا از رو چشات بخونن، از بس زبان قاصره از بيان و كم مى ياره
    تا شايد بخونه كه مى خواي بگى ” قربون اون مهربونى ات”

    حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز
    اتحادیست که در عهد قدیم افتادست


  5. گابو-١٠٠

    April 18, 2014 by Son of Thunder

    “صد سال تنهايى” ما كم بود كه تنها تر شديم در اين سالهاى وبايىٍ بى عشق بدون “گابو”


  6. معجزه زبان فارسى-٩٩

    April 16, 2014 by Son of Thunder

    -گولاخ ِ ؟… نه بابا شاخ ِ
    از معجزات زبان فارسى همين بس كه اين شبه جمله معنى كامل و جامعى دارد!!!


  7. آلبوم ١٤١٤ شاهين نجفى- ٩٨

    April 15, 2014 by Son of Thunder

    آلبوم جديد شاهين نجفى به اسم ١٤١٤ همان چهارده چهارده ديشب به بازار آمد، طبق معمول و عهدى كه كردم براى خريد و حمايت از شاهين نجفى و محسن نامجو صداهاى نسل سوخته ام ،و خريدمش.
    چهار آهنگ در آلبوم كه به نظرم گل سرسبد آهنگ ها را بايد، آهنگ ” محرمانه ” با شعرى پر مغز و پر مفهوم از شاعر محبوب من مهدى موسوى،پدر غزل پست مدرن و با اجرايى بسيار احساسى و زيبا از شاهين، كه با سه آلبوم آخرش دارد روز به روز به بلوغ و پختگى خوانندگى و آهنگسازى اش مى رسد، دانست.موسيقى عالى كه القاكننده شعر است و شعر وصف الحال زندگى در ايران.زندگى در خفقان، شعر و آهنگ در جاى جاى اش حال و هواى كتاب ١٩٨٤ جرج ارول را مى داد.
    در تمام زمان شنيدن آهنگ نتوانستم از فكر و خيال بيرون بيايم، از فكر سرنوشت نامعلوم مهدى موسوى و فاطمه اختصارى كه تنها به قيد ضمانت آزاداند، و اينكه شاعرى در مرز پر گهر هم از شغل هاى پرخطر حساب مى شود، تا سرنوشت كرور ها انسان هم نسل ام كه ترك وطن كرديم ، ولى فكر وطن لحظه اى ما را ترك نكرد، از اينكه

    کاشکی آخر این سوز بهاری باشد
    کاشکی در بغلت راه فراری باشد
    کاشکی از همه مخفی بشود این شادی
    کاشکی وصل شود عشق تو به آزادی
    کاشکی بد نشود آخر این قصه بد
    کاشکی باز بخوابیم ولی تا به ابد
    نکند رخنه کند در دل ایمانم شک
    نکند لو بدهم اسم تو را زیر کتک
    نکند نامه جعلی مرا پست کند
    نکند اینهمه بد قلب مرا سست کند*

    اينكه از زمان فرخى يزدى تا حالا حدودا ١٠٠ سال مى گذرد ولى هنوز شاعران در بند مى شوند.از اينكه و اين همه اينكه هاى ديگر كه در ذهنم رژه مى روند… خسته مى شوم و سعى مى كنم بى فكر و اينكه بازى فقط آهنگ را بشنوم ولى طبق معمول هر بار شنيدن آلبوم جديد شاهين و نامجو بغض مى كنم، به وسعت آرزوهاى بربادرفته نسلم…نسل سوخته ام.

    * از متن آهنگ محرمانه


  8. فكر كردن بلندِ و زر زدنى كاملاً شخصى٩٧

    April 9, 2014 by Son of Thunder

    نداشتن ات يك درد است ر داشتن ات هزار و يك درد.
    فكر نكن كه فراموش ات كرده ام ، نه سرسوزنى!… با همه تلاشى كه كردم و مى كنم.
    اساساً دليل اينكه نمى توانم در هيچ رابطه بمانم تويى، و مقايسه تو و كم آوردن هميشگى طرف.
    حق بده انصاف نيست نه در حق من و مخصوصا در حق طرف و صبح و شبى نيست كه به تو فكر نكنم… بماند
    مگر. ممكن است شانس چند بار در دل آدم را بزند و آن شانس با هر بار دق الباب كل دل را بلرزه بياندازد، حسى كه بعد از سى سالگى زياد به سراغ انسان نمى آيد.
    اما عقل وقتى حكم كند حكم دل با همه اقتدار رنگ مى بازد، دير يا زود… و تجربه ثابت كرده است آن هم. به بدترين شكل ممكن.
    بر من خرده نگير ، همه تلاشم را به قيمت خرد شدن خودم، غرورم كردم ، نشد … نشد كه نشد.
    راستى مى دانى ، طبق حديثى قدسى ” ديوار موش داره و موشم گوش داره”
    و از اين موش هاى مشتركى كه داريم خبرها مى رسد .
    به قول دوستى كلمات مقدس اند و نبايد جا به جا استفاده كرد، من هم مخالف لغت معنى ام و چون هر كلمه معنى خود را مى دهد، ولى باور كن ” بى معرفت ” كلمه اى نبود كه در وصف ام از طريق موش هاى مشترك مان از تو بشنوم.كلمه سنگينى است اين بى معرفت در قاموس من.
    من در حق تو هرچه بودم ، بى معرفت نبودم ، دلم بد شكست… ولى باز هم حق با تو باشد


  9. الاهيات و اينا ٩٦

    April 8, 2014 by Son of Thunder

    دوستى دارم كه اواخر جذب مسائل الهى شده و به شدت مسيحى، به قول معروف از نو كيشانه و نكته جالب اينكه من آتيست شديدا ازش حمايت مى كنم و از انجيلى كه تقريبا همه آن را بلدم ، به او در فهم مطالب و حتى از تفاسير متعددى كه در دوران جهالتم !!!خوانده ام به قول حافظ بر چارده روايت ،بهره مى گيرم… گذشت و گذشت تا اينكه يك روزى از من دليل كمكم با علم به مخالفت شديدم با دين و خرافات را پرسيد و دليل من بسيار ساده بود ” تو ضعيف تر از اونى كه بتونى بدونى كه خدايى نيست ، تو هميشه دنبال حامى مى گردى و حتى اگر اون يه موجود موهوم ناديده باشه، شخصيت ات ضعيفت به تو اجازه استقلال و فكر اينكه هيچ كس كمكى بهت نمى كنه رو نمى ده و بى سواد واسه درك علمى حيات و قضاياى علمى مثل بيگ بنگ ، فرگشت و يا فيزيك كوانتم … ”
    پ. ن: از فرشته راقم احوالم تقاضا دارم كه اين كار تبشيرى و ارشادى من را در ليست كارهاى خيرم حساب كرده و از فرستادن من به جهنم منع كند … من الله توفيق آنجل خانوم!!!


  10. شادى-٩٥

    April 4, 2014 by Son of Thunder

    شادم ولى شاديم ٤ از ٥ است.
    نسبت ٨٠٪ درصد خوبى است، به سلامتى ٤ زنده سرباز دمى به خمره مى زنم دم صبحى.به قول حافظ خودمون ” شهي لنا و احلي من قبله العذارا”

    شادم از آزادى ٤ مرزبان دربند جيش العدل، ولى شاديم كامل نيست،ياد جمشيد دانايى فر ، مرزبان سر بر دار شده،و ياد مادر داغ دارش، همسر شوى جوان از دست داده اش و اگر خبر درست باشد، تازه نوزادش، و بيشتر از همه براى زمانى كه به علت اجبار الفباى فارسى كه الف و ب و دال را خويش هم مى داند و به هم نزدیک، بايد كمبود پدر را با ” بابا آب داد “بچشد.
    و تداوم اين سوال به كدامين گناه ناكرده، گناه عشق به زادگاهش، عشق به مام وطن، مامى تماماً پير و چروكيده؟
    شايد جمشيد، من بودم، شايد به قول ما بچه تهرونى ها، يكى از رفقاى فابريك ما بود، حساب كنيد جمشيد مائيم.
    شايد آن خاك عزيز نفرين شده، تا كى بايد داغ جوانان را پير سالان ببينند، اين ملت خسته اند از لاله كه ” از خون جوانان وطن لاله دميده” .
    شادم ولى ٤ از ٥.


  11. هنر نزد ايرونيا هست و اينا-٩٤

    April 1, 2014 by Son of Thunder

    فرهنگ و خوى و خصلت گويا محدود به حدود ارضى نيست، بلكه يك نهاد در وجود هر آدمى است،
    طبق مطالعات روانشناسى سه دسته شخصيت موجود است: سالم ، نا سالم و نرمال ، كه اين آخرى براساس مكان و فرهنگى كه از آن مى آيى تعريف مى شود.
    در اين نزديك به يك دهه زندگى در خارج از ايران ، انبوه ايرانيانى را ديده ام كه فقط انگ خارج نشين دارند. هيچ تغيير نكرده اند. مراد خود باختگى فرهنگى نيست، بلكه تبديل به احسن شدن است. هر كشور داراى نكات مثبت و منفى است، گرفتن خوبى هاى كشور پذيرنده و نگهدارى نكات مثبت فرهنگ خود.

    متاسفانه چيزى كه در اين سالها ديده ام بيشتر ملغمه دل به همزنى از دو فرهنگ ، نه در جهت ارتقاى فرهنگى كه در جهت عكس. حكايت شترمرغ است كه نه مى برند و نه مى پرد.

    نره خرانى كه بعد از ٢٠٠-٣٠٠ تا دوست دختر و ولنگارى ، ادعاى روشنفكرى و تيريپ cool انگارى مفرط دارند ، وقت ازدواج حتما بايد دخترى كمتر آفتاب و مهتاب ديده و خانواده دار و نجيب گير بياورند، كه من با اين واژه نجيب مشكل ها دارم، گويا اسب هم حيوان نجيبى بوده زمانى.
    يا دختركانى كه هر بار با پسرى دوست مى شوند از بس اداى تنگ ها را در مى آورند، آنقدر نجيب مى شوند كه اسب در مى ماند !!!

    مردمانى هستيم بغايت نژاد پرست و تو خالى هنوز هموطنان رشتی و آذرى و… غيره را حتی در اينجا به خاطر لهجه مسخره مى كنيم ولى انتظار داريم آمريكايى ها به لهجه غليظ ما نخندند و و ما را حلوا حلوا كنند .
    امفتخریم از تاريخ چند هزار ساله، اما خشونت خانگى در جايى مثل آمريكا مى كنيم.
    مفتخريم به اينكه چند صد استاد در اينجا داريم ولى از اينكه نژاد زرد بالاترين درصد تحصيلات عاليه را دارد گله منديم .ولى باز خود را باسوادترين مى شماريم.
    ادعاى بهترين را داريم ولى در واقع فقط ادعايش را داريم.

    ما ايرانى ها راحت دروغ مى گوييم، افترا مى زنيم، حق ناحق مى كنيم، به چيزهاى نداشته فخر مى فروشيم، و كلا معتقديم هنر نزد ماست و بس!!!